برخی گزارشهای فرهنگی


برگرفته از سایت سفارت ایران در ارمنستان به نقل از روزنامه های ارمنستان:

گشایش کانون ايران شناسي در دانشگاه والري بروسف ايروان

در این کانون سي تن از دانشجويان امكان خواهند داشت تا در كنار زبانهاي خارجه اروپائي به آموزش زبان فارسي بپردازند. اين کانون، پس از دانشگاه دولتي ايروان، دومين کانون برجسته آموزش زبان فارسي در سامانه آموزشي ارمنستان است. وزير فرهنگ ايران ۱۵۰۰ جلد كتاب به اين کانون نو هديه كرده است.
روزنامه آرمن پرس- ۱۰/۸/۸۱

خوانندگان ارمني در تهران
روزنامه «آليك» چاپ تهران مي نويسد كه ۲۵ اكتبر واپسین كنسرت ده روزه خوانندگان ارمنستان در تالار «ساسونتسي داويت» ورزشگاه «آرارات» تهران برگزار شد. هايكو، سيوزان ماركاريان، سيروشو و ساير خوانندگان به رهبري آرتور گريگوريان طي ده روز برنامه هنري اجرا كرده اند. آنان در مراسم «پاييز طلايي» نيز كه در تالار «واچيك قره بگيان» ورزشگاه آرارات برگزار شد، شركت كردند.
روزنامه يرگير – ۱۰/۸/۸۱

گروه «گوهار» ارمنستان در تهران
به نوشته روزنامه «آليك» چاپ تهران، اركستر «گوهار» ارمنستان و سامول گالستيان در تالار «هوانس تومانيان» تهران ترانه هاي اصيل و مردمي ارمني را براي ارامنه تهران به اجرا درآورده اند.
اركستر ملي «گوهار» برهبري گاگيك مالخاصيان كه از شهر گيومري ارمنستان به تهران رفته است، به همراه تك خوانان سامول گالستيان و مريم ملكونيان برنامه هنري بسيار موفقيت آميزي در برابر ارامنه تهران اجرا نموده است. گروه رقص «آنوش» نيز به موازات برنامه اركستر یاد شده، برنامه هنري اجرا كرده است.

درخشش گروههاي تئاتر امنستان در ايران
در طي چهارمين جشنواره بين المللي تئاتر «ايران زمين» در شهر اهواز ايران گروههاي تئاتر ارمنستان درخشيده اند. در چهارمين جشنواره تئاتر آكادميك ملي «گابريل سوندوكيان» ايروان با نمايش «برناردا و دختران» با كارگرداني واهه شاهورديان به مقام برتر نائل آمده است. بايد ذكر كرد كه در اين جشنواره گروه تئاتر سراسري نيز به رهبري داويت هاكوپيان شركت مي كرد.
روزنامه هايكاكان ژاماناك (زمان ارمنی) – ۱۵/۸/۸۱
  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸۱

شگرف جامگان


اين عکس در نمايشگاه بازرگانی صنايع سبک در ارمنستان گرفته شده است. چند دختر ارمنی با طراحی و پوشيدن جامه های شگفتی برانگيز به تبليغ منسوجات طراحی شده صادراتی ارمنستان پرداختند. اين نمايشگاه در ايروان برگزار شد.

  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸۱

زنگبرج خاموش نشدني


بتازگی کتاب دیگری از ادب ارامنه به فارسی ترجمه شده است.
چند روز پیش در کانون فرهنگي سفارت ايران در جمهوري ارمنستان آیین رونمایی ترجمه فارسي كتاب «زنگبرج خاموش نشدني» پاروير سواك چامه سرای ارمني برگزار شد. گئورگ نوباريان از ایرانیان ارمنی تبار ساکن آمريكا مترجم كتاب مي باشد، وي اين كتاب را به شهیدان تمام دوران ملت ارمني ویژه کرده است.
منظومه زنگبرج خاموش نشدني زندگینامه كوميتاس موسيقيدان سرشناس ارمني است كه يكي از شهیدان نسل کشی ارامنه به دست دولت عثماني در سال ۱۹۱۵ مي باشد.
از دید سخنپرداز سرگئي سارينيان اين امر يكبار ديگر گواه ارزش جهاني داشتن ادبيات ارمني است و همچنين اثربخش در پیوندهای دوسویه فرهنگي ارمنستان – ايران است.
آرمن قازاريان فرزند سراینده بزرگ خطاب به حاضران سخناني را ايراد نمود. وي اشاره نمود كه ترجمه كتاب براي وي نابیوسیده بود ازینرو با اطمينان اظهار نمود كه اگر پاروير سواك زنده بود حتماً از اين كار استقبال مي كرد.
كتاب به زبان هاي ارمني و فارسي در لوس آنجلس چاپ شده است. مترجم و خاورشناس آرتاشس كركياشاريان از سوي تمامي مترجمان براي ترجمه موفق اين چامه ها سپاسگذاری نمود. سپس خانم سوتلانا خانوميان و گ. نوباريان به دو زبان ارمني و فارسي بخشهایی از اين سروده ها را به شیوه دكلمه، برخوانی نمودند.
هاياستاني هانراپتوتيون – ۳/۸/۱۳۸۱ – ۲۵/۱۰/۲۰۰۲
راديو آزادي ۳/۸/۸۱
  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸۱

درياچه سوان


ارمنستان با همه کوچکی اش دارای ۱۰۰ دریاچه کوهستانی است. در میان کشور ارمنستان دریاچه و بوستان ملی بزرگی بنام سِوان جای دارد. این دریاچه و کرانه های آن یکی از گردشگاهای زیبای ارمنستان بشمار میروند.
دریاچه سوان در ۶۰ کیلومتری شمال خاوری ایروان و در استان گِغارکیونیک قرار دارد. این دریاچه که بزرگترین دریاچه قفقاز و از بزرگترین دریاچه های کوهستانی آب شیرین در جهان است در بلندای ۱۹۱۶ متری رویه دریا واقع شده است. نام سوان از ریشه اورارتویی سیونا و به معنی سرزمین دریاچه هاست. پیرامون ۳۶ جویبار به این دریاچه میریزند و تنها رودخانه ای که از آن سرچشمه میگیرد رود هِرازدان است. ماهی قزل آلای مشهوری بنام ایشخان (شاهزاده) بومی این دریاچه است. از مراکز مهم پیرامون دریاچه، چشمه آب معدنی دیلیجان و شهرستانی به همین نام است. سامان دیلیجان که از مناطق سرسبز در ارمنستان خشک چهره و سنگی میباشد و به نام سوئیس ارمنستان معروف است.
در این نقشه جایگاه دریاچه سوان، حوزه های آبریز و رودخانه های ارمنستان، تالابها، نیروگاههای برقابی و مراکز آبزی پروری این کشور را میبینید:



اینهم نگاهی نزدیکتر به سوان، اندازه ژرفای دریاچه و دهکده های پیرامون آن.


استراحتگاه و مرکز آب معدنی دیلیجان
  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸۱

جشنهای ارمنی


جشن باريگِندان يا برغندان
از جمله جشنهاي بسيار كهن دو ملت ايراني و ارمني جشن باريگندان ارمني و يا برغندان ايراني است كه شیوه برگزاري آن میان دو تیره داراي همانندیهای بسياري است. برپايي اين جشن و سرور پیش از ايام روزه بزرگ بيانگر شادي و خرسندي دو قوم از فرا رسيدن روزهای روزه بوده است.
معني واژه باريگندان در ارمني شادماني است. اين جشن از جشن هاي پيش از پذيرش مسيح باوری در ارمنستان بوده و همزمان با جشن ناواسارد برگزار مي شد. از ويژگيهاي برجسته اين جشن، برابري كامل در آن روز ميان اقشار و لایه های جامعه و آزادي انتقاد از بزرگان و توانگران بود.
در روز باريگندان معمولا سفره شام رنگين تر و مفصل تر از شبهاي عادي است. از جمله عادات ديگر اين روز استفاده از نقاب و برگزاري شب نشيني با نقاب مي باشد.
دِرِندِز
جشن آتش افروزي از جشنهاي ویژه تیره های هندواروپایی بوده كه ايرانيان آن را جشن سده و ارمنيان درندز مي نامند. در ارمنستان باستان براي آتش صفات زنانه و براي آب فروزه های مردانه قائل بودند. در افسانه هاي بسيار كهن ارمني چنين آمده است كه خدايان آرامازد (همان اهورا مزدای ایرانی) و آستقيك بر چکاد كوه پاقات نشیمن داشتند و كمي پايين تر از نوک كوه، جایگاه آتشي جاويدان و در پاي كوه منزل چشمه اي بزرگ بوده است. پس آتش و آب خواهر و برادر بودند. بنابراين نه تنها آب و آتش بلكه خاكستر نيز مقدس شمرده مي شد.
جشن درندز هر ساله در ۱۳ فوريه همزمان با ۲۴ بهمن ماه برگزار مي شود. در روز سيزدهم فوريه ارمنيان به كليسا مي روند. مقام روحاني پس از به جاي آوردن مراسم مذهبي ويژه آن روز شمع روشني را از محراب كليسا برداشته به محوطه حيات كليسا مي رود و با آن شمع بوته هايي كه براي آتش افروزي گردآمده مي افروزد. پس از مراسم آتش بازي، هنگام ترك كليسا هر كس شمع يا مشعلي را كه با آتش صحن كليسا روشن شده به عنوان تبرك به منزل مي برد.



جشن ناواسارد
نخستین ماه سال در گاهشماری ارمنستان باستان ناواسارد ناميده مي شد که به معنی سال نو است. در نخستین روز ماه ناواسارد جشن با شكوهي برپا مي شد و همه مردم در اين جشن شركت مي كردند. در روز عيد پیکارهای ورزشي مانند دو، اسب سواري و ارابه راني برگزار مي شد. پهلوانان روز نیروی خود را به نمايش مي گذاشتند و چامه مي سرودند و نوازندگان تازه ترين آهنگ هاي خود را مي نواختند. برخي نيز به كبوترپراني سرگرم مي شدند. در روز جشن مردم با انواع چهره پوش ها روي خود را مي پوشاندند چرا كه ارمنيان باستان بر اين باور بودند كه نقاب ارواح پلید را گریزان میکند.
امروزه نيز جشن ناواسارد درجوامع ارمني نشين برگزار مي شود. در اين جشن تيم هاي ورزش ارمنيان در يكي از كشورها گرد هم آمده و با يكديگر به رقابت مي پردازند و برندگان مسابقات پیروزمندان ناواسارد خوانده مي شوند. در چند سال اخير مسابقات ورزش ناواسارد در يازدهم آگوست در جمهوري ارمنستان برگزار مي شود و تيم هاي ورزشي ارمني از سراسر جهان دراين مسابقات هَنباز مي گردند.
در پايان بايستي ياد آور شد كه جشن ناواسارد بر پایه بسياري از منابع موجود داراي اصل و ريشه ايراني است و مترادف با جشن نوسرد ايرانيان به معني سال نو مي باشد كه از جمله كهن ترين اعياد ايراني بوده كه در روزگار مادها برگزار مي شده وليكن امروزه به فراموشي سپرده شده است.
  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸۱

بخشهايی از تاريخ ارمنستان


دودمان آرتاشسی
با پيروزي روم بر سلوكيان ارمنستان آزادي خود را باز يافت و آرتاشِس یکم (۱۸۹-۱۶۰پ م ) پادشاه ارمنستان شد . او شهري به نام آرتاشات در دامنه کوه آرارات بنا كرد كه پايتخت آن روز ارمنستان گرديد. آرتاشس یکم برای بزرگ جلوه دادن شاهان، كيش پرستش شاهان را در ارمنستان رواج داد. پس از آرتاشس یکم دو فرزندش آرداوازد یکم و تيگران یکم به شهریاری رسيدند. در همين زمان در ایران حكومت تازه ای به نام پارت روی كار آمده بود. پارتها که با نام اشکانیان هم معروفند از تیره ایرانی داه بودند. پادشاه پارتی ایران مهرداد دوم (۸۷-۱۱۵ پ م ) مرزهاي باختری قلمرو خود را تا رود فرات گسترش داد. او با آرداوازد یکم درگير شد و تيگران برادرزاده شاه ارمنستان را به بندگی برد. هنگامی که در سال ۹۵ پ م، تخت پادشاهی ارمنستان تهي ماند، پارت ها تيگران را به شرط اينكه سرزمين هفتاد جلگه را كه در جنوب باختری ارمنستان قرار داشت به پارت ها واگذار كند به عنوان شاه تازه به ارمنستان فرستادند. در زمان فرمانروایی تيگران دوم، قلمرو ارمنستان سه برابر گشت و ارمنستان به يكي از نیرومندترين حكومت هاي آن روز تبديل شد. به همين علت تيگران دوم را در تاريخ تيگران بزرگ مي نامند. در سال ۸۷ پ م، با مرگ مهرداد دوم شاه پارت كه داماد و هم پيمان تيگران بزرگ بود، لشكريان ارمني وارد هفتاد جلگه شدند و به مرزهاي آتورپاتكان و ماد حمله كردند و تا همدان، پايتخت پارت، پيش رفتند و پس از تصرف اين شهر کاخ شاه را به آتش كشيدند. پس پيمان آشتی ای بسته شد كه طي آن هفتاد جلگه، آتورپاتكان، ماد و سرزمين هاي شمالي میانرودان به تيگران دوم سپرده شد. تيگران دوم در سامانهای گوناگون زیر دست خود شهرها و آبادي هايي به نام تيگراناكرت (به معنای ساخته تیگران) بنا كرد. تیگراناکرت اصلی در جایی بوده که اکنون شهر دیاربکر کردستان ترکیه قرار دارد.
با حمله روميان به ارمنستان تيگران بزرگ ناگزیر از واگذاری تاج شاهي خود به پمپئوس رومی شد.
در سال ۵۵ پ م، با مرگ تيگران دوم آرتاوازد دوم به فرمانروایی رسيد. در زمان وي، حكومت پارت نیروی پیشین خود را بازيافته بود. در سال هشتم پ م ، تيگران چهارم و خواهرش اراتو حكومت را به دست گرفتند. دوران حكومت آنان بسيار كوتاه بود. تيگران چهارم در جنگي كه با اقوام كوه نشين كه از شمال به ارمنستان حمله كرده بودند كشته شد و اراتو نيز از حكومت كناره گرفت و بدين ترتيب حكومت آرتاشسي ها در ارمنستان خاتمه يافت.

سکه ای با نقش تیگران بزرگ


چیرگی اشکانیان
در سال ۵۱ زایشی، بلاش یکم (۷۸-۵۱ م) كه از نیرومندترين شاهان پارتی ایران بود به شاهی رسيد و ارمنستان به دومين شاه نشين خودگردان اشكاني بدل شد. پس از جنگ هاي طولاني ميان روم و پارت، نرون شاهنشاه روم با درخواست بلاش یکم مبني بر حكومت برادرش تيرداد بر ارمنستان موافقت كرد. تيرداد با اينكه رفتار و سلوك پادشاهان پارت را با خود به ارمنستان آورده بود ولي آداب و سنن حكومتي دودمان آرتاشسي به گونه ای در ارمنستان ريشه دوانيده بود كه وی به خود فرهنگ ارمني گرفت و مردم ارمنستان نيز با آغوش باز او را پذيرفتند. از زمان فرمانروایی واقارش دوم (۱۸۰ م) حكومت شاهان اشكاني ارمنستان يا آرشاكيان موروثي شد. دودمان اشكانيان ارمني با نام آرشاکیان خوانده مي شود.

در سال ۲۲۶ زایشی، اردشير بابكان كه از خاندان ساسان شاه پارس بود اردوان پنجم اشكاني را سرنگون كرد و فرمانروایی ايران به دست ساسانيان افتاد. ساسانيان با گذشت زمان ارمنستان را تسخیر و آن را جزئی از خاک ايران کردند.

  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸۱

ادبیات ارمنی در فارسي


تاکنون چندین اثر از نویسندگان ارمنی به زبان فارسی ترجمه گشته است. در اینجا به ذکر برخی از آنها میپردازم:

داستان و چامه:

سوگنامه نارک ترجمه آزاد ماتیان
رمان تکدرخت فندق از وارتگس پطروسيان
گزیده چامه های پاروير سواک
باغ‌ سيب‌ ، باران‌ و چند داستان‌ ديگر (۲۰ قصه‌ از ۱۵ نويسنده‌ ارمني)
درخت خردمند- مجموعه شعر به زبان ارمني توسط آندرانيك طهمازيان
گلچينی از ادبيات نظم و نثر ارمني گردآورده ميناس هوسپيان
مجموعه داستان کوتاه ارمنی شامل هفت داستان ازآلکساندر موُوسسيان شيروانزاده، ناردوس، تومانيان و روبن سِواگ
هفده داستان کوتاه ازگريگور زُهراب
رمان چشمه هغنارازمگرديچ آرمن از ی.د.پاپازيان
رمان زندگی برشاهراه های قديم روم از واهان توُتوُونتس
داستان چالو اثر هاماستِق
دو مجموعه چامه ارمنی بنامهای آنوش و گرونگ ترجمه هراند قوکاسيان
از آلک خاچاطوريان:
حماسه اندوه-مجموعه ای از شعر ارمنی
آنوش-آختامار-پروانه
سيامانتو و خجه زاره
آوای خاموش نشدنی ناقوس


مربوط به ارامنه:

فصلنامه فرهنگی ارامنه به زبان فارسی با نام پیمان


نخستین فرهنگ کامل فارسی-ارمنی درسال ۱۸۲۶ زایشی (يعنی پیرامون ۱۸۰ سال پيش) بدست گِوُرگ دبير پدید آمده است.
ارمنيان گيلان از علي فروحي و فرامرز طالبي
ايرانيان ارمني از آندرانيك هويان
تاريخ ارمنيان از گارون ساركيسيان
فرهنگ املائي ارمنی از آرداشس آبقيان
ريشه يابي نامهاي خاص ارمني برگرفته از زبانهای ايرانی از ماريا (ترزيان) ‌آيوازيان
پيوندهاي ادبي ارمنيان و ايرانيان از قرن پنجم تا هجدهم از بابگن چوگاسزيان (به فارسی نوشته شده است).
از آلک خاچاطوريان:
نگرشی کوتاه به ۲۲ قرن ادبيات ارمنی
مادرانه در ادب آرمن

چهل روز موسي داغ اثر فرانتس وِرفِل ترجمه محمد قاضی (درمورد اخراج ارامنه از ترکیه).

اکنون هم مترجم ونويسنده پرتلاش احمد نوری زاده که موفق به دريافت بزرگترين نشان افتخار از دست رئيس جمهور ارمنستان شده است سرگرم ترجمه از ادبيات ارمنی به فارسی است و کتابهای صدسال شعرارمنی، تاريخ وفرهنگ ارمنی، رمان آماليا، مجموعه داستان باغ سيب و چند داستان ديگر را تاکنون منتشرکرده است. او بزبان ارمنی به اندازه ای چیرگی دارد که حتی به آن زبان چامه هم می سرايد و کتابی نيز در اين باب منتشر کرده است.

از ناشرین فعال در زمینه چاپخش کتابهای مربوط به ارامنه در ایران انتشارات نائيری است.

برخی از این آثار را میتوانید برخط (آنلاین) از سایت سخن بخرید.
  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸۱

الفبای ارمنی


ابداع کننده الفبای ارمنی مسروپ آشتوتس نام داشت که در سده ۵ زایشی میزیست. الفبای وی ۳۶ واکه (حرف) داشت که بعدها در سده ۱۳ زایشی دو واکه «اُ» و «ف» هم به آن افزوده شدند. هر واکه الفبای ارمنی یک شکل بزرگ و یک شکل کوچک دارد و از چپ به راست نوشته میشود. زبان ارمنی به دو گویش اصلی خاوری و باختری بخش میگردد. تلفظ الفبا هم در این دو گویش اختلافات جزئی ای دارد. تلفظ زیر بر پایه گویش خاوری که گویش کشور ارمنستان و ارمنیان ایران است داده شده است.

الفبای ارمنی


فراگویی (تلفظ) به ترتیب:
آ، ب، گ، د، ی، ز، اِ کوتاه یا در اول واژه: ی،
اَ، ت، ژ، ای، ل، خ، تز، ک، ه، دز، غ، ج غلیظ،
م، ی، ن، ش، اُ یا وُ، چ، پ، ج، ر (شبیه به آر انگلیسی)،
س، و، ت، ر، تس، و یا او، پ، ک، اُ، ف.




تلفظ: هایِ رن، معنی: (زبان) ارمنی

نمونه متن ارمنی


تابلویی از الفبای ارمنی
  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸۱

نمودهايی از ايروان

شهر ایروان در طی سده ۱۵زایشی بخشی از ایران بود. از سده ۱۶ تا ۱۸ میان ایران و عثمانی دست بدست میگشت تا در سال ۱۸۲۷ روسها ایروان را از خاک ایران جدا کردند. طی دو سال، یعنی از ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ ارمنستان مستقل شد و ایروان پایتخت آن کشور شد. از ۱۹۲۰ تا ۱۹۹۱ هم مرکز جمهوری ارمنستان شد که بخشی بود از اتحاد جماهیر شوروی. جمعیت این شهر هم اکنون ۱٫۲۵۸٫۰۰۰ نفر است.

پوشاک بومی مردان ارمنی. این عکس در یک سفره خانه سنتی در شهر ایروان گرفته شده است



عکسی از نگارخانه تاريخ و هنر ملی در شهر ايروان

  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸۱

صومعه خور ويراپ


صومعه خور ویراپ که هم اکنون یکی از زیارتگاه های اصلی ارمنیان است در زمان فرمانروایی دودمان ایرانی اشکانیان بر ارمنستان در دامنه کوه تاریخی آرارات ساخته شده است. این صومعه که در مکان پایتخت کهن ارمنستان یعنی شهر آرتاشات بنا شده بود در آن زمان همچون زندان بکار میرفته است. این صومعه سیاهچالی گود و هولناک دارد و خود واژه ارمنی خور ویراپ هم به معنی سیاهچال است.
شاپور دوم شاهنشاه ایران، شهر آرتاشات را ویران ساخت و خسرو سوم پایتخت ارمنستان را به شهر دوین منتقل نمود.
ارگ شهر آرتاشات بر روی همین تپه صومعه خور ویراپ قرار داشته و خور ویراپ که زندان سلطنتی بوده در درون آن ارگ بوده است. اهمیت این صومعه بویژه در آنست که گریگور روشنگر که مسیح باوری را به ارمنستان آورد به مدت ۱۴ سال در آن مکان زندانی بوده.
گريگور فرزند آناك از خاندان ايراني پارت بود كه پس از كشته شدن پدرش، توسط دايه خود به بيزانس برده شد و بدين ترتيب در محيطي مسيحي پرورش يافت. گريگور همراه تيرداد سوم پسر خسرو پادشاه ارمنستان پس از مرگ خسرو، به قصد تصاحب تاج و تخت پدر به ارمنستان آمد. تيرداد پس از غلبه بر پادشاه ساساني و تصرف ارمنستان، روزي همراه ملازمان خود از نیایشگاه آناهيد ديدار كرد تا به اتفاق همراهان قوچ هايي قرباني كنند. هنگامی که نوبت گريگور رسيد او از اين كار خودداری ورزيد و بدين ترتيب سبب خشم پادشاه شد. بدستور پادشاه گريگور را به سياهچال خور ويراپ انداختند.
خور ویراپ در سده ۱۳ حکم مدرسه علمیه را پیدا کرد و ۴۰ طلبه دانشهای دینی مسیحی در آن درس میخواندند اما اکنون متروکه شده است.
این صومعه اکنون در ارمنستان و در لب مرز ترکیه قرار گرفته است. کوه آرارات هم اکنون بطور کامل در ترکیه قرار دارد اما در اوایل حکومت رضاشاه پهلوی یک جبهه از این کوه متعلق به ایران بود. از آنجا که شورشیان کرد ترکیه همیشه برای گریز از بخش ایرانی کوه آرارات بهره میگرفتند، دولت ترکیه به رضاشاه پیشنهاد تاخت زمین نمود. رضاشاه هم پذیرفت و ترکیه منطقه قُطور واقع در کوههای خوی را به ایران داد و ایران هم بخش ایرانی آرارات را به ترکیه واگذار کرد. هم اکنون منظره کامل کوه آرارات از نقطه شمالغربی ایران هم بخوبی پیداست.

نگاره: صومعه خور ویراپ در مرز ترکیه بر دامنه کوه آرارات
  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸۱

جمعيت و زبان


امروزه شمار ارمنی زبانان جهان پیرامون ۵ تا ۶ ملیون است. جمعیت خود جمهوری ارمنستان سه و نیم ملیون میباشد یعنی چیزی کمتر از نیمی از ارمنیان بیرون از میهن خود بسر میبرند. دومین کشور که بیشترین جمعیت ارمنی را در جهان داراست ایران است با ۳۷۰٫۰۰۰ ارمنی. پس از آن سوریه (۲۹۹٫۰۰۰) لبنان (۲۳۵٫۰۰۰)، امریکا (۱۷۵٫۰۰۰) و مصر (۱۰۰٫۰۰۰) قرار دارند.
شمار دیگری نیز در بسیاری کشورها و مناطق جهان از جمله در قره باغ زندگی میکنند.

ارمنیان خود برای زبانشان نامهای هایِرن و آشخاری را بکار میبرند. البته نام آشخاری بیشتر از سوی ادیبان بکار میرود.   
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ آذر ،۱۳۸۱

معماری ايرانی در ارمنستان

در ارمنستان ۷ الی ۸ مسجد با معماری ایرانی وجود داشته که همگی در دوره شوروی ویران شده و تنها مسجد کبود ایروان به حالت نیمه ویران باقی بوده که بتازگی با سرمایه ایران بازسازی شده و به یک کانون دینی فرهنگی تبدیل شده با یک کتابخانه فارسی با ۱۲۰ عضو و کلاسهای آموزش زبان فارسی.


منبع
  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸۱

نابودسازي آثار تاريخي ارمني

سامول كاراپتيان مسئول دفتر سازمان مطالعه معماري ارمني در ايروان در مصاحبه با خبرنگار خبرگزاري نويان تاپان گفت كه در سه كشور از چهار كشور همسايه ما (به استثناي ايران) آثار تاريخي- معماري ارمني نابود مي شوند.
بگفته كاراپتيان بويژه در تركيه هر چقدر كه مي توانند، نابود مي كنند. طبق اطلاعات موجود در تركيه تقريبا ً۷۰۰۰ كليساي ارمني وجود داشت. طبق اطلاعات يونسكو مورخ سال ۱۹۷۴ در تركيه ۹۱۳ آثار تاريخي ارمني ثبت شده بود. اكنون ۴۶۴ اثر كاملاً نابود و ۲۵۲ به ويرانه تبديل شده اند و ۱۹۷ اثر به بازسازي نياز دارند. پارلمان اروپائي نيز در قطعنامه پذيرش قتل عام ارامنه كه در ماه ژوئن سال ۱۹۸۷ تصويب شده بود، از دولت تركيه خواسته است كه توجه لازم براي حفظ آثار ارمني مبذول نمايد.
س. كاراپتيان تأكيد كرد كه در اران (آذربايجان) نيز آثار هنري ارمني نابود مي شوند. آذربايجانيها در شهر جلفاي نخجوان ۲۵ درصد گورستان ارمني كه با چليپاسنگهاي خود معروف است با بولدوزر با خاك يكسان كرده اند. اين مورد از سوي طرف ايراني مشاهده شده بود و بدين ترتيب توانستيم از نابودي كامل آن جلوگيري نمائيم. بطور كلي در خاك آذربايجان ۱۶۰۰ اثر تاريخي ارمني وجود دارد كه از آغز سده هاي ميانه تا اوائل سال گذشته بنياد شده اند. در فاصله ۱۸ كيلومتري از شهر بردزور منطقه كاشاتاق قره باغ كوهستاني كليساي ارمني سده ۴ تسيتسرناوانك واقع شده است. در سال ۱۹۸۳ در همين منطقه كليساي سده ۱۳ و كليساي ميانسده اي روستاي كاميشلي كارواچار منفجر شدند.
سازمان خاطرنشان مي كند: “آثار تاريخي- معماري ارمني هر گز در گرجستان وضعيت خوبي نداشته اند”. طبق اطلاعات سازمان طي دوران اتحاد شوروي آثار تاريخي- معماري ارمني دائماً نابود مي شدند اما اكنون مقامات و روحانيان گرجي شكل اين آثار را تغيير مي دهند و از آن خود مي سازند. تعداد نوشته هائي كه به بهانه “بازسازي” از روي صليبهاي سنگي، گورسنگها و ديوارهاي تقريباً ۳۰ كليسا و آثار ديگر پاك شده اند، بيش از ۳۰۰ مورد مي باشد. به ويژه در پي “بازسازي” كليسا و برج ناقوس مجموعه كليساي گئورگ مقدس روستاي تلت در نزديكي تفليس گنبد، چليپاسنگها و گورسنگهاي با نوشته هاي ارمني نابود شدند.
طبق اطلاعات سازمان، در ميان كشورهاي همسايه تنها در ايران آثار ارمني بطور شايسته نگهداري مي شوند.

گولوس آرمني – ۴ ژوئيه ۲۰۰۲
منبع   
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸۱

اچميادزين


آستان قدس اچميادزين واقع در باختر ايروان، مركز كليسايي ارمنيان و مكاني بسيار مقدس براي ايشان است. جاثليق كل ارامنه در آنجا زندگي ميكند و كليساي اچميادزين كه در سال ۴۸۰ زايشي ساخته شده در آنجا قرار دارد. واژه اچميادزين به معناي ظهور تنها زاده (منظور عيسي بعنوان تنها فرزند خدا) است زيرا به باور مردم، عيسي خود در آنجا از آسمان به زمين فرو آمد تا مكان دلخواهش را براي ساخت كليسا نشان دهد.
شهر اچميادزين كه تا پيش از سال ۱۹۴۵ به نام واگارشاپات معروف بود بدست واگارشاك شاه (۱۴۰-۱۱۷ م) در محل باستاني واردكِساوان بنياد گشت. روميها پس از ويران ساختن آرتاشات در سال ۱۶۳ پايتخت ارمنستان را به واگارشاپات منتقل نمودند و پس از تبديل شدن مسيحيت بعنوان دين رسمي ارمنستان در سال ۳۰۱ واگارشاپات يا همان اچميادزين بعدي مركز ديني كشور نيز به شمار آمد.
كليساي جامع اچميادزين كهنترين كليساي ارمنستان است و بدست گريگور لوساگوريچ (گريگور روشنگر) يعني همان بنيادگذار كيش گريگوري ارمني ساخته شده است.

كليساي جامع اچميادزين
  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸۱

خاچكار


خاچكار (khatchkar) نام سنگهايي است كه بر روي آنها نقش صليب كنده شده و هزاران عدد از آنها در سراسر ارمنستان پراكنده است. خاچ به ارمني يعني صليب يا چليپا (واژه خاج كه ما در ورق بازي بكار ميبريم وامواژه اي ارمني است در فارسي) و كار يعني سنگ، پس خاچكار را ميتوان در فارسي به چليپاسنگ ترجمه نمود.
پيشينه چليپاسنگهاي ارمني بقولي به روزگار پيش از مسيحي شدن ارمنيان برميگردد. در آن زمان نقش اژدها و ديگر موجودات افسانه اي را بر روي چوب مي كندند. نخستين چليپاسنگهاي مسيحي بر روي چوب و سنگ هر دو كنده كاري مي گشت و از سده نهم زايشي به اين سو در سراسر سرزمين ارمنستان چليپاسنگهايي برپا گشت. آنها بيشتر بعنوان يادمان براي رويدادهاي كهن و مهم مسيحي ساخته ميشدند. بر روي برخي از آنها شرح آن رويدادها نگاشته شده است. مردم ارمنستان به دور برخی از چليپاسنگ ها زيارتگاه هايي برپا كرده اند و برخي هم معجزاتي را به آنها نسبت مي دهند.
چليپاسنگ براي ارمنيان حكم همان پيكر مقدس كاتوليكها و شمايل ارتودوكسهاي يوناني را دارد. بجز نقش صلیب اين سنگها نماد رنج مسيح و برخاستن او نیز هست. بعلاوه چليپاسنگها نماد درخت زندگي نیز هستند و اين جنبه با آذينهاي برگ مانند روي آنها مشخص تر ميگردد. باور توده مسيحي بر آن بوده كه جنس چوب چليپايي كه عيسي در گُلگُتا بر آن ميخكوب شد از جنس چوب درخت زندگي در باغ عدن بود.

واپسين گروه چليپاسنگهاي ارمني هزاران خاچكاريست كه در سده هاي ۱۶ تا ۱۸ زايشي در گورستان هين جوغا ساخته و پرداخته گشته است. منطقه جوغا به يك كانون بازرگاني ميان غرب و ايران تبديل شده بود و تأثير هنر ايراني بر چليپاسنگهاي جوغا كاملا هويداست. اين تأثير باعث شد تا چليپاسنگها شكل ستون مانند و باريكتري پيدا كنند، صليب مياني در ميان يك محراب باريك قرار گيرد و بخش بالاي محراب به يك كمان نوك تيز ختم شود كه از ويژگيهاي هنري ايران و شرق ميباشد.

نگاره: یک چلیپاسنگ ارمنی در جوغاي كهن متعلق به ۱۶۰۳

  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸۱

ارمنستان همچون پلي ميان ايتاليا و ايران


سه پل سي و سه پل اصفهان، پل ساناهين در ارمنستان و پل ميلويو در رم خواهر خوانده هم هستند.
خواهر خواندگي میان اين سه پل با مشاركت مشاور شهرداري رم و سفراي ايران و ارمنستان در ايتاليا به همت انجمن دوستي ايتاليا و ارمنستان انجام گرفته است.
يك تابلوي فلزي كه حاوي نوشته هائي به زبان ايتاليائي، فارسي و ارمني خواهد بود به عنوان نماد دوستي سه كشور بر سه پل ايتاليائي، ايراني و ارمني نصب خواهد شد. اين تصميم در ملاقات سه جانبه در سال ۲۰۰۱ گرفته شده است. طرح اين تابلوها كه عنوان «دوستي تازه كهنترين پلها» را به خود گرفته اند از سوي واهه وارتانيان معمار و شهروند ارمني تبار ايراني كه هم اكنون در رم به سر مي برد، ارائه شده است.
وزارت امور خارجه ارمنستان اعلام داشت كه اميدوار است ارمنستان به عنوان پل رابطي بين ايران و ايتاليا قرار گيرد.

سي و سه پل در سال ۱۶۰۲ ميلادي به دستور شاه عباس بزرگ بر روي رودخانه زاينده رود ساخته شد. اين پل شهر اصفهان را به کوی ارمني نشين كه از سوی شاه عباس براي ارامنه در جلفای نو پدید آمد میپیوست.
ارامنه همه ساله در نزديكي اين پل نيايش دینی خود را برگزار مي كنند و در آغاز تابستان نيز وارتاوار (جشن آب پاشي) را جشن مي گيرند. در اين آیین سنتي بر روي همه رهگذران آب پاشيده مي شود.
پل ساناهين در شهر آلاوردي ارمنستان است كه در سال ۱۱۹۲ به دستور ملكه واوانه به ياد همسر درگذشته اش بر روي رودخانه دبد بنا نهاده شد.
بر روي اين پل با قطر دهانه ۱۸ متر و دو پايه پل بر روي دو كناره رودخانه هنوز رد و آثار چرخ گاريهايي كه توسط استرها كشيده مي شدند وجود دارد.
در يكي از دو سر پل ساناهين یک چلیپاسنگ برپاست و تاريخ ساخت آن همزمان با تاريخ ساخت پل است كه به احتمال زياد همچون نشانه مسافت و در حفاظت از مسافرين و رهگذران ساخته شده است.

آیین آب پاشی در ساناهین

  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸۱

معرفی کتاب


تاريخ ارمنستان
هراند پاسدرماجيان (Hrand Pasdermadjian)
ترجمه محمد قاضی
انتشارات زرين، تهران ۱۳۷۷، ‌چاپ دوم ۵۵۶ صفحه
شابك: ۵-۰۱۳-۴۰۷-۹۶۴

  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸۱

نسل کشی ۱۹۱۵

نسل کشی سال ۱۹۱۵ ارمنيان بدست ترکهای عثمانی که در آن ميليونها انسان جان خود را از دست دادند يکی از کشنده ترين زخمهايی بوده است که بر پيکر ملت ارمنی وارد آمده. رنج اين زخم هنوز بهبود نيافته و سايه سياه آن ذهن و روان ارمنيان پراکنده در جهان را دنبال ميکند.
در اين سايت فارسی ميتوانيد آگاهی جامعی از اين رخداد بدست آوريد.

  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸۱

رنگ و بوی ارمنستان


مهمانسرای ارمنستان واقع در میدان جمهوری در مرکز شهر ایروان



آگهی روغن موتور ايرانی تهرانول در ارمنستان



زنان ارمنی در حال دستفروشی. آن چیز لوله ای شکل روی میزها سوجوک است. در ارمنستان گردو را به نخ میکشند و به آب انگور آغشته میکنند و آنرا سوجوک مینامند.

  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸۱

ادبيات ارمنی


با ابداع الفبای ارمنی در سال ۴۰۵ پس از میلاد و سپس برگردان انجیل به این زبان توسعه ادبیات ارمنی آغاز گشت.
از نخستین آثار برجسته ادب ارمنی میتوان به پهلوان نامه منظومی بنام داود ساسونی اشاره نمود. این حماسه، داستان پیکار یک پهلوان ارمنی با سلطه اعراب برای رهایی مردم ارمنی است.
غزلسروده های دینی از سده پنجم نقشی مهمی در ادب ارمنی پیدا نمود که بیشتر در آیینهای مذهبی بکار میرفت. نقطه اوج این گونه ادبی اثر عرفانی گریگور نارک کاتسی بنام سوگنامه نارک است که در سده دهم زایشی نگاشته شده است. این شاهکار نارِک یکی از پرخواننده ترین اثر نزد ارمنیان تا به امروز میباشد. سوگنامه نارک از سوی استاد گرامی آقای آزاد ماتیان به فارسی نیز ترجمه گشته است.
با آمدن سده دوازدهم سخن ارمنی شاهد بردمیدن یکی دیگر از غنایی سرایان خود یعنی نرسس اشنورهالی بود. این جاثلیق سوگنامه ای در سقوط اِدِسا و سرودهایی (شاراکان ها) از خود بجا نهاد. دوره این دو سراینده برجسته یعنی سده ده تا چهارده میلادی را دوره زرین ادبیات ارمنی نام نهاده اند.

ادامه دارد ...

تندیس پهلوان حماسه ای ارمنی داود ساسونی در شهر ایروان

  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ٦:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ آذر ،۱۳۸۱

آثار باستانی ارمنستان

ارمنستان را گاه موزه ای در فضای باز مینامند. پیرامون ۴۰۰۰۰ محوطه باستانی در سراسر این کشور پراکنده اند. ارمنیها نخستین قومی بودند که مسیحیگری را بعنوان دین رسمی خود پذیرفتند و ازینرو بیشتر یادمانهای کهن را کلیساها و صومعه های مسیحی تشکیل میدهند.
اکثر این کلیساها و صومعه ها بر روی بازمانده نیایشگاه های پیش از مسیحیت بنا شده است. تنها نیایشگاه غیرمسیحی بازمانده در ارمنستان نیایشگاه گارنی است.
این پرستشگاه که در ۳۵ کیلومتری جنوب ایروان، در کرانه راست رودخانه آزات و نزدیکی شهر کوچک گارنی قرار دارد پرستشگاه مهرپرستان بوده که در سال ۷۷ پس از زایش مسیح یعنی در دوره یونانی مآبی ساخته شده و تنها نیایشگاه یونانی مآب در ارمنستان امروزی است. مهرپرستی یکی از کیشهایی است که از ایران سرچشمه گرفته و در سراسر غرب ریشه دوانده بود. نیایشگاه گارنی در سال ۱۶۷۹ بر اثر زمین لرزه ویران گشت و در دهه ۷۰ بازسازی شد.

نگاره: پرستشگاه مهری گارنی در نزدیکی شهر گارنی. این شهر پوشیده از تاکستانها و باغهای میوه است.

  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ آذر ،۱۳۸۱

استانهای کشور ارمنستان

کشور ارمنستان دارای ۱۱ استان است. استان را به ارمنی مرز میگویند.
این استانها عبارتند از: (نام مراکز استانها درون کمانه نوشته شده است).

آراگاتزوتن (آشتاراک)، آرارات (آرتاشات)، آرماویر (آرماویر)، ایروان (ایروان)، گِغارکیونیک (کامو)، کوتائیک (رازدان)، لوری (وانادزور)، شیراک (گيومري)، سیونیک (کاپان) و تاووش (ایجه وایوتس جور).



منطقه ارمنی نشین قره باغ کوهستانی (آرتساخ) که پاره ای از جمهوری آذربایجان (اران) بود چندی است که به تصرف نیروهای ارمنی درآمده. بخشبندی استانی ارمنیان برای آن سامان به این شرح است: (نامهای آذری آن استانها در کمانه آمده).
آسکران (بخشی از استانهای خانکندی و خوجالی)
هادروت (بخشی از خوجه وند)
مارتاکرت (بخشهایی از کلباجار و تارتار)
مارتونی (بقیه خوجه وند)
شاهومیان (بخشی از نفتالان)
شوشی (شوشا)   
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ آذر ،۱۳۸۱

ايروان

ایروان پایتخت کشور ارمنستان میباشد. دیرینگی این شهر که اِربونی نام داشته به دوران باستان میرسد. بنیاد این شهر بطور رسمی در زمان پادشاهی آرگیشتی در ۷۸۲ پیش از میلاد روی داد. ایروان در دامنه کوه آرارات و بر کرانه رود هرازدان بنا شده است.

نمایی از شهر ایروان بر دامنه کوه آرارات. این کوه که نماد ملت ارمنی بشمار میرود اکنون در محدوده کشور ترکیه قرار گرفته.

  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ آذر ،۱۳۸۱

پرچم

پرچم ارمنستان از سه رنگ تشکيل شده است:

  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ آذر ،۱۳۸۱

الفباي زبان ارمني


الفباي زبان ارمني هنگامي ابداع شد كه منطقه ارمنی نشین از نظر سياسي میان دو كشور توانمند آن زمان يعني ايران و روم بخش شده بود و ارزشهاي ملي، قومي و فرهنگي تیره ارمنی در معرض ویرانی و نابودي قرار داشت.
مسروپ ماشتوس ابداع كننده الفباي زبان ارمني، باني ادبيات نوشتاري ارمني و نخستین آموزگار، مترجم و بنیادگذار نخستين مدرسه ارمني، در سال ۳۶۲ زایشی در روستاي هاتسه‌گاتس در ناحيه تارون ارمنستان ديده به جهان گشود. مسروپ در زادگاه خود به آموختن دانشهای وقت پرداخت و با سه زبان پارسي، يوناني و سرياني آشنايي یافت. سپس راهي بلاش‌آباد (واغارش ‌آباد) مرکز ارمنستان شد و در دربار خسرو سوم، پادشاه اشكاني ارمنستان، به سپاهيگري و دبيري ديوان دربار پرداخت ولي پس از چندي ، علي‌رغم دستاوردهای شغلي به كسوت كاهنان درآمد. مسروپ همراه با شاگردان خود به جای جای ارمنستان سفر مي كرد و به ترويج مسيحیگری مي‌پرداخت و همين سبب شد كه او بيش از پيش خطر نابودي دين، فرهنگ و تمدن ملت خود را احساس كند، چرا كه نبود یک الفباي ارمني آشنايي مردم با دين را دشوار مي ساخت. بنابراين در اندیشه ابداع زبان نوشتاري ارمني افتاد. مسروپ برای تحقق آرمان خويش به مرکز رفت و انديشه خود را با جاثليق ساهاك‌ پارتو در ميان گذاشت و به ياري وي توانست نظر ورامشاپوه، پادشاه ارمنستان شرقي را نيز جلب نمايد.
مسروپ گروهي از جوانان را راهي اِديسا كرد تا زبان سرياني را بياموزند و گروهي را به ساموسات فرستاد تا زبان يوناني را فرا گيرند و خود در کانون علمي بزرگ آنجا، سامانه آوايي، هجايي و نوشتار زبان‌هاي گوناگون را بررسید. الفبايي كه مسروپ ماشتوس ابداع كرد داراي ويژگي‌هاي زير است:
· هر واج تنها یک نشانه ویژه دارد.
· سوی نوشتن اين الفبا از چپ به راست است .
· الفباي ابداعي وي نشانه های زير و زبر و خط و نقطه ندارد .
در همين حين كتاب مقدس عهد عتيق و عهد جديد و دیگر متون ديني، دانشی و فلسفي به زبان ارمني ترجمه شد و در پی اين جنبش فرهنگي، سده پنجم زایشی به سده زرین فرهنگ ارمني شهرت دارد.
مسروپ ماشتوس به پاس خدمات خود در زمره قديسان كليساي ارمني جاي گرفت. او در سال ۴۴۰ ميلادي چشم از جهان فرو بست و در روستاي اوشاكان به خاك سپرده شد.

نگاره: مسروپ قدیس و الفبای ارمنی

  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ آذر ،۱۳۸۱

خاستگاه ارمنيان

ارمنيان از ديدگاه نژادی آميزه ای از هورّی-اورارتویی ها، لووی ها و فريژيهای تراکی هستند.
هورّی-اورارتویی ها از نژاد قفقازی یعنی خویشاوند با گرجی ها و چچن های امروزی بودند. لووی ها از خویشاوندهای نزدیک هتیت ها بودند و همچون هتیت ها ریشه هندواروپایی داشتند. فريژيهای تراکی هم هندواروپايی بودند. دسته سوم همان دسته ايست که زبان ارمنی را با خود به قفقاز آورد. اين دسته سوم يعنی فريژيها به احتمال زياد از سرزمين تراکی يعنی بلغارستان امروزی به قفقاز کوچيده است.
پس بنا بر اين ارمنيها از ديدگاه نژادی حدود دو سوم هند و اروپايی و يک سوم قفقازی اند. ما ايرانيها هم همانگونه که ميدانيد از ريشه آريايی يعنی هندواروپايی با مقداری آميزش با نژادهای ديگر هستيم.
زبان ارمنی يک زبان کاملا هندواروپايی است و با زبان فارسی خويشاوندی دارد. افزون بر اين زبان ارمنی وامواژه های بيشماری از زبان پارتی که يکی از زبانهای ايرانيست به وام گرفته بگونه ای که زبانشناسان نخست ارمنی را يکی از زبانهای ايرانی میپنداشتند.

نگاره: تخت جمشید، نقش برجسته فرستاده ارمنیان در حال تقدیم کوزه شراب به دربار شاهنشاه ایران.

  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ آذر ،۱۳۸۱

نقشه ارمنستان و قره باغ

منطقه قره باغ در زبان ارمنی بومیان آنجا آرتساخ نامیده میشود.

  
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ آذر ،۱۳۸۱

آشنايی

با درود.
هدف از برپايی اين روزنگار آشنايی با کشور همسايه و دوست ارمنستان ميباشد. ارمنستان کشوری است تاريخی با جاذبه های زياد فرهنگی و هنری.   
نویسنده : ماني پارسا ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ آذر ،۱۳۸۱